تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - اولین کلاس رسم

دست نوشته های بهارونه!

اولین کلاس رسم
لبخند رو لبامه

امروز خیلی خوب بود:)
از صبح دانشگاه بودم با بچه ها.یه اکیپ5نفری..
اولین جلسه کلاس نقشه کشی مهندسی بود

شروع کرد توضیحای اولیه و از خط کشا و اینا گفتن،انقد خط کشاش و شابلوناش خوشل بود با خودم گفتم کاش میرفت معماری
باحال بود ولی در طی کلاس بخصوص اخراش گفتم خوووب شد نرفتم معماریا
اصلا تجسمم در حد زیر صفر بود
استادشم طنز بود 

هی شکلای تو در تو و حجمای خفن میداد میگفتABSشو رسم کنین

انقد خنگول بازی دراوردیم استادو کچل کردیم
میگفت خوب کاغذ پوستی ایرانی200تومنه المانی2000تومن.من میگم ایرانی بخرین اما
نقشه رو ایرانی پخش میشه مدادو میخوره باید اتدو فشار بدی نقشت پاره میشه بعد باید یه نقشه که دو ساعت کشیدیو دوباره بکشی،اما شما ایرانی بخرین
میگفت حتما مید این وطن باشه ها..:|

+یکی از دخدرا تازه ساعت دوازده اومد و نشست کنار من.
صندلیش خعلی بلند بود گفتم بشین جکشو بدی پایین ،درست میشه.اینم واستاد گفت نه تو جکشو بده بالا من فشار میدم.
منم خندم گرفته بود خو
این هی زور میزد صندلی پایین نمیومد.منم غش کرده بودم از خنده
اصلا مدلمه در شرایطی که باید جدی باشم،خندم میگیره
یه پسره از پشت سرم گفت خانوم بشینین رو صندلی بعد جکشو جابجا کنین.
حالا این صندلیه انقد بلند شده بود بزور دختره رو نشوندیم
بعدش درست شد و من همچنان میخندیدم.
چیکا کنم خووو

خیلی زشت بود خندیدم؟دختره ضایع نشده باشه بنده خدا؟من از شرایط خندم گرفته بود خو
مامان میگه ادم بعضی وقتا نمیتونه جلو خندشو بگیره.راست میگه دیه

++تازه دارم میفهمم دانشگاه چیه:))
چقد ترم پیش خنگول بودما:))))

+لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
(این جمله بهم خیلی ارامش میده:) )


[ یکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه