تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - از دست رفته...

دست نوشته های بهارونه!

از دست رفته...
رو در دانشکده گنده نوشتن"بعلت برگزاری ازمون کارشناسی ارشد فردا کلاس ها دایر نمیباشد"

نمیدونم چرا انقد سخته برام از پله های پل هوایی بالا رفتن؟
اه بهار..نه صبحانه خوردی نه نهار!:دی

...
گوشیمو در میارم و مشغول3تا بازی که مریم بهم داده میشم..
بعد یهو نمیدونم چی میشه که فکرم میره به اشتباهات پارسال،به ادمایی که گم شدن!!ادمایی که الان باید میبودن و من نخواستم باشن و بمونن!!

نمکدون با توپ هندوانه ایش!میاد جلو و میگه بهار؟میشه باهام بازی کنی؟
میبوسمش..داغه..تب داره..

و بازم فراموش میشن ادمایی که خیلی ساده،از دستشون دادم و شاید اگه الان اینجا باشن،خیلی حرف ها برای گفتن داشته باشم!

بیخیال...
شروع میکنم با گاز زدن شکلات تلخ!

+خدا؟
این روزا نا آرومم،دلم تو رو میخواد،
فقط خود تو..
حالمو خوب کن

+فردا یه کلاسی داشتم که خیلی بد بود و اصلا نمیخواستم برم تا قبل تغییر کد،وقتی فهمیدم ازمون ارشده..
کلی خوشحال شدم.
کلا دعا واسه همشون و شازده بطور مخصوص:دی
دل مارو شاد کردن،ایشالا خدا دلشونو شاد کنه:دی

+بهت پیله کردم 
نمیمونی پیشم
نه میمیرم اینجا..
نه پروانه میشم!
وسط بهشت باشی اقا مرتضی:)


[ سه شنبه 14 بهمن 1393 ] [ 07:36 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه