تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - بهار

دست نوشته های بهارونه!

بهار
جمعه امتحان ریاضی،از اول ترم نگاش ننداختم..
اونم با استاد ما..
تمام امیدم به فرداست چون پنج شنبه خیلی کار دارم و..


امروز سر کلاس تو فکر این بودم که چرا انقدر ساکت شدم؟
من؟
من که یه سره حرف میزدم..
کووو اون بهار کجاست

اصلا چرا این مدلی شدم؟
جلوی استاد هی میرم بالا و پایین و با سر میرم تو نقشه و یکهو جدی میشم و جدی حرف میزنم و صدای خنده میشنوم..
دوستام میگن وقتی جدی ام خیلی بانمک میشم!!!من اصلا تو مود خندیدن و خندوندن نیستم این روزا..

سرد و خشک و جدی..
انقد با اخم نگاه میکنم گاهی کاملا یهویی..بعد اونی که منو با اون پیشونی ببینه چی فک میکنه راجع بمن!


+به استرس های روزمرم،یه استرس جدید اضافه شده!
استرسی که خیلی داره اذیتم میکنه.هیچ حس خوبی به بعدشم ندارم!
خدایا خودت کمک کن


+دوستت بت فلش بده و بعد توش یکهو با یک عالمه اهنگ قشنگگ برخورد کنی و ذوق کنی و با صدای بلند پلی کنی!


+اینکه دارم سعی میکنم خوب باشم،شاید یکی دو روزه،سعی میکنم بیخیال تر باشم لااقل!این خوشحالم میکنه.
تنها شادی این روزهام اتد خوشگلمه که دوسش دارم البته خیلی ناراحتم بخاطر اتد قبلیم اونو هم خیلی دوستش میداشتم..


+خدا خودت امتحانامو به خیر بگذرون


[ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه