تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - باران تویی

دست نوشته های بهارونه!

باران تویی
وقت امتحان دوساعت و نیمه!
وسطای امتحان میگم خیلی زیاده!وسطش هر وقت تموم شد میرم میدم برگمو
استاد میگه 15دقیقه دیگه فرصت دارین.
از5 سوال هنوز سوال اخرم مونده:|
سوال3رو هم انقد هول هولکی هل کردم نصفش اشتباه شده

از جلسه امتحان که میام بیرون فقط تو فکر اینم که نمره فدای سرم!
مهم اینه این بی دقتی های احمقانم یادم میمونه واسه امتحان بعدی..

نم بارون میزنه..
تند تر میشه..
تند تر..

مردم با لباسایی که حالا خال خالی شده،زیر بارون میدوئن،
من اما_با لبخند_اروم راه میرم و با خدا حرف میزنم..

حرفام که تموم میشه،سرمو میارم بالا،
انقد تو حال خودم بودم که از خونه رد شدم!
چند قدم میرم عقب،زنگ خونه رو میزنم،
صدای دایی میاد.
دلم براش تنگ شده بود

+باران تویی!
به خاک من بزن..


[ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه