تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - معجزه یعنی..

دست نوشته های بهارونه!

معجزه یعنی..
مسیرتونو عوض میکنین..
تو همراه دوتا دوست مهربون!
میرین تا از بین درختای بلند با چمنای سبز با گلاس سفید و صورتی توش،با بوی توت و جلوتر
درختای توت!
بگذرین

اویزون درختایی که توت ندارن میشین و هر هر میخندین!

یک دوست میره و تو میمونی و دوست دوم دبستانت!!
با هم میرین بستنی میخورین..
حرف میزنین،میخندین

میتونی خوب باشی شرطش اینه که خودت بخوای!

+با رفیق شفیق پشت استاد راه برین و اون یکی رفیقم بهتون بپیونده!
استاد برسه به کلاس و شما پشت سرش و هی سعی کنه در و باز کنه و قفل باشه!
_کلاسه دوتا در داره که همیشه یکیش بستس.دری که همیشه بازه عوض شده بود!_

استاد در و بکشه و بگه دانشجوها اون تو گیر کردن!!
با بهت نگاش کنی و یکی از پسرای کلاس از پشت در بگه:استاد از اون در بیاین!

از خنده سرخ بشین و برین تو کلاس!
استاد که ضایع شده بگه من تنها نبودم این خانومام اشتباه کردن!

همه ماجرا یه طرف!اون تیگه اون پسره پشت در یه طرف!!

+استاد حرف بزنه بعد وسطش بگه :
پدر خداداد عزیزی گفته بما امکانات بدن تا بازم خداداد عزیزی تولید کنیم!!!
_صحت شو خبر ندارم دیگه!_

+شناختن شخصیت بعضیا،درحالی که ظاهر بسیار خوبی دارن،
شناختن خودت،حتی اگه ظاهر مهربونی!!داری!!
اینا همه معجزس
معجزه ای که گاهی،تو یه عصر اردیبهشتی،کنار یه بستنی وانیلی رخ میده
و شک نکن خواست خداست!
تا تو تغییر بدی خودتو،رها کنی ادمایی رو که بهت پالس منفی میدن


[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه