تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - شب قدر

دست نوشته های بهارونه!

شب قدر
شب قدره امشب

امروز خیلی گریه کردم
همه کارامون بهم گره خورده و جز یک معجزه هیچ چیز نمیتونه این گره رو باز کنه

مامان بشدت ناراحته
باران میاد از زندگیش و شوهرش و مادرشوهرش میگه و کلی پالس منفی میده و بعد شوهرش میزنگه و میخنده و میحرفه باهاش..

فقط مامانم این وسط یه دنیا غم میگیره دلشو..

به باران میگم چرا اینکارو میکنی؟گریش میگیره و میگه اگه به کسی نگم میمیرم!
هه!

+خدا بدون امشب خیلی خیلی ....

این پایینو نگاه بنداز


خواهشا...................


[ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 10:47 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه