تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - منم رفتم شیفت!!

دست نوشته های بهارونه!

منم رفتم شیفت!!
دیروز رو خیلی یهویی شیفت هلال احمر برداشتیم.
اونقدر یهویی بهمون رسید که توی مهمونی بودیم و فرض کن با کفشای تق تقی،رفتیم اونجا،البته من کفشامو با فرانکی عوض کردم اونم کفشش پاشنش خیلی بلند بود ولی راحت تر بود.
خلاصه ساعت 2رسیدیم اونجا و مستقیم رفتیم سمت یه اقاهه ریشو و سیبیلو که کاور هلال احمر داشت

کلی تحویلمون گرفت و اومد کاورشو بهمون داد،شله تعارف کرد و رفت و خداحافظی کرد.چقدر مسخره بازی دراوردیم..

بعد که بچه های هلال اومدن هی میگفتن اقای دکتر،از اخر گفتم کیه؟گفتن همون ریشو سیبیلوئه

انقدددر با فرانکی مسخره بازی دراورده بودیم اصلا شرمم اومد

خلاصه پایگاهو درست ککردیم چادرو مرتب کردیم میز گذاشتیم ووو.....خیلییی خوب بود تجربه عالی بود..

حالا مسوولش که با کلی ناز مارو راه داده بود هی پیام میده توروخدا بیاین شما دوتا بیااااین
دخدرایی که دیروز بودن همشون پرسیدن اگه فردا میای ماهم بیایممم منم گفتم اره ولی امروز نیرو داشتن،البته مسوولش میگفت شما دوتا هروقت خواستین برین 

الانم پیام داده فردا میرین؟
اخی چقدر عشق بودن بیمارا..
یه پیرمرده انقدر بمن گفت خانوم دکتررررر باورم شده بوووود اخ کاش خانم دکتر بودم مهندسی نمیخوااام

یه پسره اومده میگه ببخشید شما دندونم درست میکنین؟
میخواستم بگم جز عمل قلب باز همه کار میکنیم

امتحان سختی دارم یکشنبه ولیییی دلم نمیاد نرم خیلییی خوش گذشت کلیم پذیراییمون کردن و تحویلمون گرفتن


+خدایا جریانات اخیرو سپردم به خودت،

+اصلا چی میشد امتحانا همون چیزی بودن که تصورشو میکردیم؟نه گلاااابییی که از اسونی خراب شه نه سختتت که هیچ ایده ای هم نباشه حتی




[ سه شنبه 9 آذر 1395 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه