تبلیغات
دست نوشته های بهارونه! - چمه

دست نوشته های بهارونه!

چمه
کلی خاطره خوب،حرف خوب،انرژی مثبت داشتم.کجا رفتن.
دیروز تولد بهنام بود.براش کیک خریدم سر راه.مامان حالش خوب نیست این روزا.
بهش کادو دادیم.دست زدیم جیغ زدیم الکی الکی خندیدیم.
مامان ناراحت بود.مامان بغض داشت ولی خندید

امروز وقتی از دانشکده برگشتم،حالم خوش نبود ولی بلند میخندیدیم.بلند بلند،
عجب روزی بود عجب نهار بامزه ای بود.

اومدم خونه باران اینجا بود،رفت

اتاقم بهم ریخته بود،گفتم مرتبش کنم خوب میشم،

الان همه جا مرتبه 

پس کی امتحانا تموم میشه چقدر سنگینه هوای این روزا

چرا چرا این ترسو تو وجودم انداختی خدا
چرا رسیدم به نقطه ای که احساس میکنم اشتباه کردم؟

+حال لپ تاپم خوب نیست هنگ کرده نمیدونم چشه
++لعنت به گزارش کار

+++درگیر تشویشم،حال دلم خوب نیست 
دارم گیجیمو انتقال میدم..

کاش نمینوشتم...


[ دوشنبه 22 آذر 1395 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ بهار ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه